کد کج شدن تصویر
سفارش تبلیغ
صبا
96 نکته مهم درباره ارزشیابی


1- ارزشیابی، یکی از ارکان هر برنامه آموزشی است.
2- ارزشیابی، به طور اخص نظارت اندازه گیری کیفیت، کمیت و نوع تغییرات حاصل شده در رفتار دانش آموزان است.
3- ارزشیابی، آگاهی از میزان کارآیی و کارآمدی به طور اعم عوامل مؤثر در آموزش و پرورش است.
4- ارزشیابی، تنها به امتحانات پایانی محدود نمی شود.
5- ارزشیابی وسیله ای کارآمد و بی بدیل است برای هدایت مستمر یادگیری دانش آموزان.
6- ارزشیابی برای برنامه ریزی، تدریس و تصمیم گیری، امری ضروری و پایه ای است.
7- ارزشیابی مطلوب، مستقیماً در بهبود یادگیری دانش آموزان مؤثر است.
8- دانش آموزان نیز از طریق ارزشیابی به نقاط ضعف و قوت خود پی می برند.
9- ارزشیابی مستمر، باعث مرور و باز تولید مطالب آموخته شده توسط دانش آموزان می شود.
10- ارزشیابی مستمر، نظارت گام به گام بر تحقق هدف های رفتاری است.
11- معلم از طریق ارزشیابی روش تدریس و طرح درس خود را ارزیابی می کند.
12- امتحان وسیله ای است مناسب برای تفهیم هدف های درسی به دانش آموزان.
13- نتایج امتحانات موجب شناخت تفاوت های فردی دانش آموزان می شود.
14- امتحان نباید وسیله تهدید امنیت روانی دانش آموزان شود.
15- ارزشیابی دانش آموزان، نباید تحت تأثیر قضاوت شخصی و حالات عاطفی معلم قرار گیرد.
16- در جریان ارزشیابی باید سعی کرد فضای روانی مناسب و خالی از اضطراب برای بچه ها فراهم کرد.
17- سؤال های امتحانی باید با محتوای مواد آموزشی سازگار باشند.
18- سؤال های امتحانی را باید از مطالب مهم تر محتوای آموزشی که بر یادگیری آنها تأکید شده است، طرح کرد.
19- سؤال های امتحانی باید توانایی دانش آموزان را در سطوح مختلف یادگیری بسنجند.
20- سؤال های امتحانی باید معرف واقعی هدف های آموزش درس مورد نظر باشند(سنجش کارآمد).
21- خطای اندازه گیری آزمون باید کم باشد تا باعث اعتبار آن شود.
22- هدف نهایی از انجام امتحان، بهبود کیفیت یادگیری است.
23- در طراحی سؤال های امتحانی از جدول دو بعدی (هدف های رفتاری- فهرست محتوا) استفاده شود.
24- با توجه به برآیند یادگیری، از انواع ابزار آزمون استفاده شود.
25- متن سؤال های امتحانی با بیانی ساده و روشن و دور از ابهام نوشته شود.
26- از طرح پرسش های چند پهلو و گمراه کننده جداً اجتناب کنید.
27- متن سؤال ها را به صورت جملات مثبت بنویسید.
28- سؤال های امتحانی را عیناً مانند سؤال های کتاب و به صورت کلیشه ای ننویسید.
29- از دادن حق انتخاب به دانش آموزان برای این که از میان سؤال ها چند سؤال را انتخاب کنند و پاسخ دهند، خودداری کنید.
30- هر سؤال امتحانی باید مستقل از سؤال های دیگر باشد.
31- سؤال های امتحانی را از ساده به مشکل بنویسید.
32- اگر امتحان دارای سؤال های متنوع است، آنها را گروه بندی کنید و سؤال های هر گروه را به دنبال هم بنویسید.
33- سؤال های کتبی را طوری بنویسید که به آسانی خوانده شوند.
34- سؤال ها را با فاصله مناسب بنویسید.
35- سؤال های انشایی را در ورقه ها یا جزوه جداگانه و سؤال های عینی را نیز در ورقه جداگانه بنویسید و در امتحان ابتدا سؤال های عینی را به دانش آموزان بدهید، بعد سؤال های انشایی را.
36- ایجاد شرایط فیزیکی و عاطفی مناسب در جلسه امتحان ضروری است.
37- فضای امتحان باید خالی از عوامل برهم زننده تمرکز حواس دانش آموزان باشد.
38- در جلسات امتحانی با فردفرد دانش آموزان رابطه ای دوستانه و محبت آمیز برقرار کنید.
39- دانش آموزان را در مورد نحوه امتحان راهنمایی کنید.
40- ورقه های امتحانی را به صورت ناشناخته تصحیح کنید.
41- در تصحیح اوراق امتحانی ابتدا سؤال اول را در تمام اوراق تصحیح کنید. سپس سؤال دوم را و بعد سوم و به همین ترتیب تا آخر.
42- محتوای سؤال های امتحان را از آنچه تدریس شده است، استخراج کنید.
43- سعی شود سؤال های امتحانی پایایی و ثبات داشته باشد.
44- سؤال های مرحله ای را طوری طرح کنید که دانش آموزان بتوانند در یک جلسه درس به آنها پاسخ دهند و دنباله امتحان به زنگ تفریح نکشد که باعث حواس پرتی دانش آموزان شود.
45- ارزشیابی را جزئی از فرایند آموزش بدانید نه به عنوان نقطه پایانی تدریس.
« 46- راهبردهای آموزش و ابزار ارزشیابی، باید با هم سازگاری داشته باشند.
47- سؤال های امتحانی طوری طرح نشوند که فقط محفوظات دانش آموزان را بسنجند.
48- از طرح سؤال های بسیار سخت و بسیار آسان خودداری شود.
49- ارزشیابی نباید جای هدف های آموزش را بگیرد و به عنوان هدف مطرح شود.
50- ارزشیابی و امتحان را همانند سایر فعالیت های آموزشی بدانیم.
51- ارزشیابی تنها برای صدور جواز عبور شاگرد از یک پایه به پایه دیگر نیست.
52- ارزشیابی باید وسیله پیش بینی باشد، یعنی نشان دهد که شاگرد در چه زمینه ای می تواند به موفقیت برسد.
53- ارزشیابی را نباید صرفاً به منظور نمره دادن و مقایسه دانش آموزان و تعیین افراد قوی و ضعیف به کار برد.
54- در ارزشیابی به نتیجه عملکرد شاگردان در پاسخ به سؤال های مطرح شده اکتفا نکنید.
55- در ارزشیابی، خود را محدود به انواع تست های کتبی و شفاهی نکنید.
56- ارزشیابی تدریجی و تراکمی، باید به طور غیرمستقیم و بدون اعلام قبلی صورت گیرد.
57- ایجاد محیط رعب و وحشت برای امتحان، دانش آموزان مضطرب را مضطرب تر می سازد.
58- انتظارات خود را از دانش آموزان در مورد امتحانات مشخص کنید.
59- تأکید بیش از حد بر ارزش نمره بالا و منوط کردن ارزشمندی کودک به نتایج امتحانات وی، باعث بالا رفتن اضطراب در بچه ها می شود.
60- نمره دادن فقط جزئی از فرایند ارزشیابی است.
61- ارزشیابی باید بلافاصله پس از تعیین هدف های آموزشی معلوم شود.
62- سؤال ها باید واضح و روشن طرح شوند و زیاد طولانی نباشند.
63- امتحانات نباید بر تمام ضوابط و موازین آموزشگاه حکومت کند.
64- هدف از ارزشیابی و امتحان، شناختن و شناساندن است.
65- نسبت به امتحان نگرش مثبت ایجاد کنید.
66- موفق نشدن در امتحانات را نمی توان فقط به خود دانش آموز و فعالیت های او نسبت داد.
67- شیوه پرسش خود را از مطالب تدریس شده، برای دانش آموزان مشخص کنید.
68- جلسات امتحانی را با کلام زیبا و آرام بخش الهی شروع کنید.
69- عدم موفقیت دانش آموزان را در امتحان، دال بر بدی شخصیت آنها ندانید.
70- سؤال های امتحانی را با عنایت به هدف های رفتاری، طراحی کنید.
71- هیچ یک از آزمون ها به تنهایی ارزشیابی دقیقی از فرایند یادگیری و پیشرفت تحصیلی به حساب نمی آید.
72- ارزشیابی خود را به یک نوع وسیله سنجش محدود نسازید.
73- در هر امتحان عدالت را حاکم کنید و شرایط یکسان برای همه به وجود آورید.
74- اگر ارزشیابی به نحو شایسته انجام نگیرد، اثر منفی بر یادگیری می گذارد.
75- آموزش و ارزشیابی باید هدف های یکسانی را دنبال کنند.
76- هدف از امتحان، غافلگیر کردن دانش آموز نیست.
77- یکی از ویژگی های ارزشیابی مطلوب، کارآمد بودن آن است.
78- تعداد سؤال های مربوط به یک هدف و یک محتوا باید متناسب با اهمیت آنها باشد.
79- یک آزمون باید قدرت تشخیص داشته باشد.
80- در اجرای امتحان، نباید به «سرعت در پاسخ دادن» اهمیت زیادی داد.
81- استفاده از چهار یا پنج نوع سؤال متفاوت در یک آزمون، امتیاز به حساب نمی آید.
82- معلم نباید یک نوع سؤال را بر انواع دیگر برتری دهد و همواره از آن استفاده کند.
83- سؤال های امتحانی را با دقت طرح کنید و به طور خوانا بنویسید.
84- اگر دانش آموزان هنگام امتحان، سؤال داشته باشند، باید به آنها پاسخ داد، اما آنها را تشویق به سؤال کردن نکنید.
85- خواندن سؤال های امتحانی برای دانش آموزان ضرورت ندارد، مگر دانش آموزانی که مشکل خواندن داشته باشند.
86- تردید در روایی یک آزمون احتمال تقلب را افزایش می دهد.
87- اضطراب زیاد در جلسه امتحان باعث افت عملکرد دانش آموزان می شود.
88- دادن ضریب بیش تر به سؤال هایی که توانایی و استعداد مهم تری را می سنجند، منطقی است.
89- نمرات خام هر امتحان در نفس خود معنای زیادی ندارند.
90- یک آزمون هر اندازه هم خوب باشد اگر به نحو شایسته ای اجرا و نمره گذاری نشود، روایی و اعتبار آن به خطر می افتد.
91- در آگهی هر آزمون، نتنها باید تاریخ برگزاری آن، بلکه تعداد سؤال ها و نوع آنها را نیز مشخص کنید.
92- آموزش، ارزشیابی و نمره گذاری باید هدف های یکسانی داشته باشند.
93- تغییرات نظام آموزشی باید در راستای تغییر بنیادی نظام سنجش و ارزشیابی باشد.
94- نمره خام به تنهایی بیان کننده میزان پیشرفت یا عملکرد دانش آموز نیست.
95- به ارزشیابی در حیطه های نگرشی و مهارتی بیش تر توجه کنید.
96- ارزشیابی باید بتواند فراگیران را در امر یادگیری کمک کند



[ یکشنبه 91/9/5 ] [ 11:52 عصر ] [ فهیمه شکری ] نظر
عادت های غلط در مطالعه


علت بهره وری پایین تعدادی از دانش آ موزان عادتهای غلط آنها در مطالعه است . این دسته از دانش آموزان بدون اینکه خود بدانند با عادتهای غلطشان مانع افزایش بهره وری خود در زمان مطالعه می شوند و به اشتباه هوش وحافظه خود را مقصر اصلی معرفی می کنند . برای پی بردن به معمولی ترین اشتباهاتی که دانش آموزان مرتکب آن می شوند به برخی از عادت های غلط در هنگام مطالعه نگاهی بیندازید .

 

پارک جای مطالعه درس نیست

واقعیت این است که پارک برای مطالعه محیطی کاملاً نا مناسب است . پارک عوامل حواس پرتی فراوانی دارد : رفت و آمد،بازی وسروصدای بچه ها ،مناظر زیباو... همه وهمه هنگام مطالعه سراغ دانش آموزان می آیندو حواس آنها را پرت می کنند .نکته دیگر اینکه طبیعت همیشه تفکر بر انگیز است وشما در پارک با مظاهر طبیعی زیادی رو به رو هستید که ذهن شما به سرعت در گیر آنها می شود.

 

موسیقی و مطالعه نباید همزمان باشند

تحقیقات نشان داده است که موسیقی ملایم و بدون کلام یاد گیری را افزایش می دهد و خیلی از دانش آموزان به خاطر برداشت نادرست از این موضوع هنگام مطالعه به موسیقی گوش می دهند. باید تأکید کرد که گوش کردن به موسیقی همزمان با مطالعه یعنی« یک عامل حواس پرتی بسیار کارا را در اختیار ذهن گذاشتن»+ ؛ هنگام مطالعه شما باید بر مطالب متمرکز باشید و ذهن نمی تواند در یک آن بر دو موضوع تمرکز داشته باشد ، در نتیجه وقتی شما هنگام مطالعه برای خود موسیقی پخش می کنیدیا توجه شما به موسیقی معطوف است که در این صورت کلاً حواستان از مطالعه  پرت شده یا توجه شما معطوف به مطالب درسی است که در این صورت متوجه موسیقی نیستید و در نتیجه موسیقی ، آن تأثیرات را روی شما نخواهد داشت.

 

نیمه شب مطالعه نکنید

آرامش و استراحت کافی به خصوص در شب ،برای پرورش تواناییهای ذهنی و تمرکز حواس خیلی مؤثر است.شارژ عصبی و مغناطیسی بدن ، شب انجام می شود بنابر این هر چه قدر به مطالعه در شب هنگام عادت دارید ان را ترک کنید و خود را از شارژ عصبی محروم نکنید .شما به هیچ وجه هنگام خواب وقت تلف نمی کنید بلکه ذهن شما ناخود آگاه به تثبیت آموخته های روز می پردازد.

 

خودتان رابا معلم مقایسه نکنید

به هیچ عنوان در لحظه حضورتان در کلاس ، اطلاعات قبلی خود را با اطلاعات معلم مقایسه نکنید. این کار ، ذهن شما را به خود مشغول می کند و برای چند دقیقه حواس شما را پرت می کند.و یادگیری را پایین می آورد.

 

پس از غذا و ورزش مطالعه نکنید

مغز شما برای فعالیت های ذهنی به اکسیژن نیاز دارد و این اکسیژن را از خون می گیرد و جریان خون شماپس از غذا خوردن تا 5/1 ساعت بیشتر متوجه اندام های گوارشی است تا مغز .

هیچ دانش آموزی نمی تواند در حالت خستگی پس از ورزش تمرکز حواس داشته باشد . شما باید ابتدا استراحت کنید ،آرام شوید و پس از ایجاد حالت یادگیری مطالعه را شروع کنید

 

مطالب درسی را روی هم انبار نکنید

کار امروز را فردا مسپار .

بی توجهی به مطالعه منظم و روز مره باعث می شود شما حجم زیادی از مطالب درسی را شب امتحان مطالعه کنید.و این یک عامل اضطراب است که بر یادگیری اثر می گذارد.

 

 

مطالعه در محیط ساکت غلط است

واقعییت این است که هر چه محیطی ساکت تر باشد ،برای تمرکز حواس بهتر است و ما محیطی را انتخاب می کنیم که سروصدای کمتری داشته باشد ؛ امابه هیچ عنوان در جستجوی محیطی نیستیم که سکوت مطلق در آن برقرار باشد. بهترین مکان برای مطالعه جایی است که سر و صدا در آن کمتر از بقیه جاهها باشد. زیرا به مطالعه در چنین مکانهایی عادت می کنید و مطالعه در مکانهای دیگر برای شما مشکل می شود و تمرکزتان را به هم می ریزد .

 

جملات طلایی بررای رفع اضطراب

*** من با تمرینات عالی ام روز به روز تمرکز بیشتری پیدا می کنم .

*** من سرشار از آرامشم و در این آرامش ،تمرکز جاری است .

*** حافظه ام بسیار عالی است و روز به روز بهتر می شود .

 



[ یکشنبه 91/9/5 ] [ 11:49 عصر ] [ فهیمه شکری ] نظر
توصیه هایی برای داشتن یک تدریس موفق و رضایت بخش
توصیه هایی برای داشتن یک تدریس موفق و رضایت بخش

1- با توکل به خدا و نام خدا کلاس را شروع کنیم.
2- اخلاص در عمل تدریس و تقوا را رعایت کنیم.
3- زمان هر جلسه تدریس را در نظر داشته باشیم تا با کمی یا زیادی وقت مواجه نشویم.
4- وقت کلاس را به مطالب بیهوده و کم فایده صرف نکنیم.
5- سعی کنیم ساعت تدریس را تغییر ندهیم
.
6- به هنگام تدریس، نشاط روحی و عاطفی خود را حفظ کنیم.
7- با خوشرویی تدریس کرده و همواره چهره بشّاشی داشته باشیم.
8- احساسات و عواطف دانش آموزان را جریحه دار نکنیم.
9- تلاش کنیم فضایی عاطفی بوجود آوریم.
10- سعه ی صدر داشته باشیم و از فضل فروشی بپرهیزیم.
11- وفای به عهد، خوش قولی و تواضع در تدریس را از یاد نبریم.
12- به هنگام تدریس؛ آرامش خود را حفظ کنیم.
13- از قضاوت ناصحیح نسبت به دانش آموزان پرهیز کنیم.
14- اشتباهات خود را توجیه نکنیم.

15- از علماء ،بزرگان و شخصیتهای دینی با احترام نام ببریم.
16- از به کار بردن کلمات خارج از نزاکت بپرهیزیم.
17- پرگوئی نکنیم، در واقع آنقدر بگوئیم که می توانیم بشنویم.
18- رازدار و محرم اسرار دانش آموزان باشیم.
19- از تعصب بیجا بپرهیزیم.
20- از دانش آموزان توقعات بیش از اندازه نداشته باشیم.
21- رسا و روان بودن کلمات و جملات را رعایت کنیم.
22- از داشتن تکیه کلام پرهیز کنیم.
23- در تدریس ذوق و سلیقه به کار ببریم.
24- آرام و شمرده تدریس کنیم.
25- ساده تدریس کنیم ؛اما عمیق.
26- در املاء کلمات دقت کنیم و کلمات را صحیح روی تابلو بنگاریم.
27- ذوق و استعداد دانش آموزان را شناسایی و هدایت کنیم.
28- بین دانش آموزان رقابت سالم و مثبت ایجاد کنیم.
29- در برخوردها عدل و انصاف را رعایت کنیم.
30- به دانش آموزان توجه و نگاه یکسان داشته باشیم.
31- با دانش آموزان همدردی کنیم
.
32- از تشویق به موقع غافل نشویم.
33- سخن دانش آموزان را بی مورد قطع نکنیم.
34- کارها و فعالیتهای مربوط به کلاس را بین دانش آموزان تقسیم و به آنها مسئولیت بدهیم.
35- در هنگام موعظه ، خود را مخاطب اصلی قرار دهیم.
36- به مقررات محیط آموزشی احترام بگذاریم.
37- سعی کنیم کردار و رفتار خوبی از خود نشان دهیم.
38- پیش از تدریس، شناختی اجمالی از وضعیت ، موقعیت و سطح معلومات دانش آموزان بدست آوریم.
39- بیش از اندازه در کار دانش آموزان ، خود را دخالت ندهیم.
40- به کار خویش ایمان داشته باشیم.
41- سعی کنیم شخصیت علمی و اجتماعی خویش را پیش دانش آموزان سبک نکنیم.
42-مقررات خشک و افراطی را زا کلاس دور کنیم.
43- نسبت به فعالیت دانش آموزان بی تفاوت و بی توجه نباشیم.
44- در تدریس از گروه گرائی و خط بازی خودداری کنیم.
45- بر موضوعات درسی ، تسلط و از آن اطلاع کافی داشته باشیم.
46- در افزایش آگاهیها و محتوای علمی و درسی خود بکوشیم.
47- به سؤالات دانش آموزان با لحن خوب و مناسب پاسخ دهیم.
48- مطالعه پیش از تدریس و آمادگی قبلی جهت تدریس داشته باشیم.
49- برنامه ریزی درسی داشته باشیم.
50- از ابتکار و خلاقیت در تدریس استفاده کنیم.
51- از روشهای تدریس و نحوه ی به کار گیری آنها آگاه باشیم.
52- به کیفیت شروع ، ادامه و پایان درس توجه داشته باشیم.
53- به هنگام تدریس مطالب ، تنوع را فراموش نکنیم.
54- از تجربیات درسی و تدریس دیگران استفاده کنیم.

55- در هر درس مطالب نو وتازه ای بیان کنیم.
56- سعی کنیم دانش آموزان در ارتباط با درس فعالیت عملی داشته باشند.
57- دانش آموزان را نسبت به یادگیری درس تشنه کنیم.
58- در صورتی که احساس خستگی در چهره دانش آموزان مشاهده کردیم، از ادامه تدریس خودداری کنیم.
59- سعی کنیم همواره اشکالات تدریس خود را رفع کنیم.
60- موضوع و عنوان درس را در ابتدای تدریس مشخص و بازگو کنیم.
61- درس را مرحله به مرحله تدریس کرده و از شاخه به شاخه پریدن بپرهیزیم.
62- بیش از اندازه ی معمول به جزوه ، کتاب و یا متن درس نگاه نکنیم.
63- از طرح شبهات و اشکالات بدون جواب بپرهیزیم.
64- جمع بندی درس را در انتها فراموش نکنیم.

65- از داشتن لحنی یکنواخت و تن صدای ثابت بپرهیزیم.
66- در هنگام تدریس ، در یک مکان ثابت توقف نکنیم.
67- دقت کنیم تمرینها یا مسائل ( تکالیف) در حد توان دانش آموزان باشد.
68- در هنگام تدریس از وسائل و امکانات آموزشی موجود حداکثر بهره را ببریم.
69- در هنگام تدریس حتی الامکان از مثال استفاده کنیم.
70- خلاصه ی درس را در انتهای تدریس بازگو و از دانش آموزان نیز بخواهیم.
71- ظاهری آراسته و منظم داشته باشیم و در نظر بگیریم که زیبایی ، سادگی است .
72- در کارهایمان نظم داشته باشیم تا الگوئی مناسب برای دانش آموزان باشیم.
73- نتایج ازمونها را بررسی کنیم تا نقاط ضعف و قوت را بیابیم.
74- در هنگام خشم، بر احساسات و عواطف خود غلبه کنیم.
75- در تمام کارهای خود ، قاطعیت و برش داشته باشیم
.
76- دانش آموزان را در بالا رفتن از نردبان علم و دانش یاری کنیم.
77- در هنگام تدریس سعی کنیم تمام توجه دانش آموزان را به خود جلب کنیم.
78- فرصت انتقاد از خود را به دانش آموزان بدهیم.

79- از اینکه نسبت به پاسخگوئی به برخی از سؤالات قادر نیستیم ، هراس به خود راه ندهیم و به راحتی اقرار کنیم که پاسخ آن را نمی دانیم.
80- تجارب تازه خود را در اختیار دانش آموزان قرار دهیم و به یاد داشته باشیم که معلم هنرمند کسی است که با ایجاد شرایط و موقعیتهای مناسب آموزشی ، خود کمتر تدریس می کند ، ولی دانش آموزان بیشتر یاد می گیرند


[ دوشنبه 91/7/10 ] [ 11:58 عصر ] [ فهیمه شکری ] نظر
نحوه توسعه و استمرار ارزشیابی کیفی – توصیفی دردوره ابتدای

بر اساس مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش ، پوشش برنامه ارزشیابی کیفی – توصیفی برای سال تحصیلی92-91 ،در پایه های اول ، دوم ،سوم و چهارم ابتدایی به صورت صد در صد و در پایه پنجم با توجه به میزان پوشش آن در پایه قبلی( سال تحصیلی 91- 90 ، حداقل 30 در صد ) خواهد بود .



[ سه شنبه 91/7/4 ] [ 12:10 صبح ] [ فهیمه شکری ] نظر
روش‏های یادگیری

روش‏های یادگیری

به صورت کلی سبک های یادگیری به 4 دسته تقسیم می شوند:

1- دیداری 2- شنیداری 3- جنبشی و پرحرکت 4- لمسی

فردی که دارای سبک یادگیری دیداری است    ‎    ، تمامی اطلاعاتی که به صورت دیداری و بصری به او داده می‏شود    ‎    ، به راحتی درک می‏کند. یادگیرنده شنیداری از طریق ابزارهای شنیداری مطالبی که به او ارائه می شود اقدام به یادگیری می‏کند. فرد جنبشی از طریق عمل و تجربه اقدام به یادگیری می‏کند. فرد لمسی و یا نوشتاری از طریق نوشتن مطالب و دوباره  نویسی اقدام به یادگیری می‏کند. بیشتر شیوه های یادگیری و ابزارهای کمک آموزشی به صورت دیدار و شنیداری است.

روش‏های مفید سبک دیداری

1- محیطی دلپذیر (تصاویر و رنگ های لذت بخش)

2- محیطی آرام

3- صبح و سحرگاه

4- قدم زدن در خارج از محیط عادی

5- ایجاد یک تصویر ذهنی از خودتان که در حالت مؤثر مطالعه هستند.

6- زیر اطلاعات مفید و اصلی خط بکشید.

7- مفاهیم، کلمات و عبارت مشکل را نشانه گذاری کنید.

8- نمودارها را به مثال های کلمه ای تبدیل کنید.

9- از روش درخت حافظه یادداشت برداری کرده و مطالب را مرور کنید.

10- نکات مهم را با علامت های مانند ستاره یادداشت برداری کنید.

11- برای خود با توجه به یادداشت های خود سئوال سازی کرده و جواب آن حل کنید.

12- سعی کنید برای رسیدن به نتیجه بهتر هم از روش یادداشت برداری و بازنویسی استفاده کنید.

13- قبل از امتحان در ذهن خود تصویری از جلسه امتحان را تجسم کنید و خودتان را در جلسه ببینید که با اعتماد به نفس و تسلط کامل تمام سئوالات را جواب می دهید.



[ جمعه 90/8/27 ] [ 7:38 عصر ] [ فهیمه شکری ] نظر
روش بارش مغزی

مقدمه : 

تفکر، عالی ترین مراتب عبادت است.      " امام محمدباقر (ع ) "

 

روش بارش مغزی هم از سوی متخصصان آموزش و پرورش و هم از سوی متخصصان آموزش خلاقیت به عنوان روش تدریس حل خلاق مسائل معرفی شده است و یافته های پژوهشی زیادی اثرگذاری آن را بر روی پرورش مهارت های حل مساله دانش آموزان به اثبات رسانده اند.

آموزش دادن دانش آموزان با روش بارش مغزی حل مساله را به نحو خلاقانه ای در آنان بالا می برد. " روش بارش مغزی می تواند به عنوان وسیله ای برای یادآوری مفاهیم و اصول مورد نیاز برای حل مساله به یاد گیرندگان کمک می کند. " ( علی اکبر، سی،، ص 551-552 ) بارش مغزی در تدریس و یادگیری کارکردهای مفیدی نشان می دهد و به تسهیل برقراری ارتباط بین راه حل ها و ایده ها می انجامد. در گروههای بارش مغزی، مشارکت اعتلا می یابد، انتقاد و ایرادگیری کاهش می یابد، حمایت اجتماعی افزوده می شود و توانایی دانش آموزان برای " انتقال " اطلاعات برای حل مساله تعیین شده، افزایش و بهبود می یابد. یعنی دانش آموز به راحتی می تواند اطلاعات ذخیره شده در حافظه بلند مدت خود را بازیابی کرده و برای حل مساله به کار گیرد. روش تدریس بارش مغزی در عمل به تفکر واگرا و حل مساله خلاق یاری می رساند. این روش اعتماد به نفس فراگیران را افزایش داده و باعث می شود تا فراگیران به یک خودباوری مثبتی نایل شوند. خودباوری احتمالا" اثرگذارترین حالت بر تمام رفتارهای انسانی است. با اطمینان می توان گفت بدون خودباوری و بدون داشتن اعتماد به نفس و شناخت کافی از خود و بدون باور کردن توانایی هایمان برای انجام عملی خاص نمی توانیم آن عمل را چه عملکرد عاطفی باشد و چه شناختی، با موفقیت به انجام برسانیم. ( " اچ داگلاس براون "  اصول یادگیری و آموزش زبان / ص 149 ) همچنین کلاس درس از حالت تکراری بودن خارج می شود و تنوع و رفع خستگی و ایجاد شادی و نشاط را به دنبال دارد. ضمنا" برای ایجاد این گونه فضا در محیط کلاس نیاز به کمی صبر و حوصله و تحمل سروصداست که البته می توان فضا را هم عوض کرد، نمازخانه و یا کتابخانه مدارس برای این کار می تواند فضای خوبی باشد.

روش های یادگیری از طریق همیاری :

وقتی دانش آموزان بصورت همیار یک عمل واقعی را درمی یابند. آنان از طریق همیاری، کاربرد و بهره جویی از مهارت های اجتماعی، مهارتهای تفکر و سطح عالی و مهارتهای برقراری ارتباط را می آموزند.

یادگیری از طریق همیاری چیست ؟

اساسا"، یادگیری از طریق همیاری یک چارچوب آموزشی است که در آن گروههای دانش آموزان ناهمگن از سوی معلم شکل داده می شوند و به فعالیت می پردازند. گروه ناهمگن، گروهی است که در آن دانش آموزان با توانایی های متفاوت حضور دارند. کار گروهی بخش اصلی تحقق اهداف یادگیری در کلاس های درسی است.

یاد گیری از طریق همیاری مسئولیت پذیری شخصی را در میان تعاملات گروهی پرورش می دهد. به نظر آلیسون کینگ در یادگیری از طریق همیاری، نقش معلم از " دانای صحنه کلاس به راهنمای عمل " تغییر   می یابد.

در یادگیری از طریق همیاری برخی موارد مورد تاکید است. مسئولیت فردی، تعامل چهره به چهره مثبت، مهارت های اجتماعی و پردازش گروهی در یادگیری از طریق همیاری دارای اهمیت است.

بارش مغزی  brain stroming

تکنیکی مبتنی بر مذاکره تحت عنوان ( brain stroming ) به معنای بارش مغزی وجود دارد؛ به این صورت که همه افراد دور هم می نشینند و در مورد یک موضوع، به بحث و مناظره می پردازند و هر فرد، موردی و یا راه حلی به ذهنش رسید به جمع مطرح می کند. همه می توانند صحبت کنند. معلم که نقش هدایتگر جمع را به عهده دارد، همه مطالب و صحبتها را یادداشت می کند. به این ترتیب با یک مشارکت گروهی و تلنبار کردن افکار روی هم در یک جمع می توان راه حلهایی برای مشکلات پیدا کرد. علاوه بر آن چون همه باید در بحث شرکت کنند، خود موجب افزایش خلاقیت می شود.

لذا یک معلم در این گونه جمع ها، در این تکنیک بسیار حساس است. چرا که دانش آموزان می خواهند بدانند معلم بسیار با درایت عمل می کند.

موضوعات قابل طرح در این تکنیک می تواند هر موضوعی که به نظر شاگردان جالب به نظر می رسد، حتی در مورد معضلات اجتماعی مانند دفع درست زباله، صرفه جویی در آب و بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی، اتفاقا" بسیاری از اوقات، دانش آموزان راهکارهایی را ارائه  می دهند که ممکن است به فکر دیگر افراد جامعه نرسد؛ چرا که افکار ما اغلب قالب ریزی شده و یک سمت و سوی مشخصی پیدا کرده است. ولی ذهن آنها هنوز شفاف است و می تواند راههای جدیدی را نشان دهد. (گفتگو با استاد یوسف کریمی استاد دانشگاه )

بارش مغزی یکی از شناخته شده ترین شیوه های برگزاری جلسات همفکری و مشاوره بوده و کاربرد جهانی دارد. این روش دارای مزایا و ویژگیهای منحصر به فرد است. در واقع بسیاری از تکنیکهای دیگر منشعب از این روش است.

این روش توسط الکس اسبورن در سال 1988 معرفی شد. در آن زمان بنیاد فرهنگی اسبورن این روش را در چندین شرکت تحقیقاتی، بازرگانی، علمی و فنی برای حل مشکلات و مسائل مدیریت به کار گرفت. موفقیت این روش در کمک به حل مسائل آن چنان بود که ظرف مدت کوتاهی به عنوان روشی کارآمد شناخته شد. فرهنگ لغت " وبستر" تعریف بارش مغزی را چنین بیان می دارد: تکنیک برگزاری یک کنفرانس که در آن سعی گروه بر این است تا راه حل مشخصی را بیابد. در این روش همه نظرات در جمع بندی مورد استفاده قرار می گیرند. روش بارش مغزی امروزه یکی از متداول ترین روشهای تصمیم گیری گروهی بوده و موجب گسترش و تحول بسیاری از روشهای مرتبط و مشابه شده است. دانشمندان زیادی از جمله اسبورن، کال و همکاران، بوچارد، گچار و همکاران، دلبگ و همکاران، لوئس و نگاندی و سیج در کتابهای خود به این روش پرداخته اند و برای ارتقاء آن کوشیده اند.

قواعد بارش مغزی :

اسبورن عنوان می دارد پیشنهاد ایجاد شده در ذهن یک فرد عادی در گروه، 2 برابر پیشنهاد ایجاد شده در حالت انفرادی است. در صورتی که قواعد و مقررات مشخصی برای جلسات بارش مغزی در نظر گرفته و رعایت شود، این روش بسیار کارآمدتر خواهد شد. بارش مغزی بر دو اصل و چهار قاعده اساسی استوار است.

اصل اول مبتنی بر تنوع نظرات است. تنوع نظرات، آن بخش از مغز را که به خلاقیت مربوط است، فعالتر می کند تا بر تفکر قضاوتی                          ( THINKING JUDJMENTAL ) خود قایق آید. تفکر قضاوتی در واقع به معنی ارزیابیها و نظرات تکمیلی نسبت به مطلب مطرح شده است. به این منظور بعد از آنکه تمامی پیشنهادها جمع آوری شد، بررسی و ارزیابی پیشنهادها صورت می گیرد.

اصل دوم کمیت، فزاینده کیفیت است. یعنی هر چه تعداد پیشنهادها بیشتر شود، احتمال رسیدن به یک راه حل بهتر افزایش می یابد.

چهار قاعده اساسی بارش مغزی :

  1. انتقاد ممنوع: این مهمترین قاعده است و با توجه به این که در جریان بارش فکری افراد اندیشه های غلط یا صحیح خود را ارائه   می دهند، هر گونه انتقاد یا اعتراض، روند فعالیت را کند می کند و فکر آنان را به جای تفکر در مورد موضوع مورد نظر، به سوی انتقاد و حتی واکنش در مقابل انتقاد سوق می دهد و چه بسا به مشاجره منتهی شود. ( منوچهر فضلی / راهنمای عملی روش مشارکتی/ صفحه 76 ) .

  2. اظهار نظر آزاد و بی واسطه:  این قاعده برای جرأت بخشیدن به شرکت کنندگان برای ارائه پیشنهادهایی است که به ذهن آنها خطور می کند، بعبارت دیگر در یک جلسه بارش مغزی، تمام اعضا باید جسارت و شهامت اظهار نظر را پیدا کرده باشند، بتوانند پیشنهاد و نظر خود را بیان کنند. هر چه پیشنهادها جسورانه تر باشد نشان دهنده اجرای موفق تر جلسه است، لذا قضاوت و ارزشیابی در مورد اندیشه و فکر اعضا ممنوع است، زیرا که هم مقدار زیادی از وقت جلسه تلف شده و فکر اشخاص را منحرف میکند. در نتیجه، فرصت تفکر و بارش فکری کاهش می یابد.

  3. تاکید بر کمیت : هر چه تعداد نظرات بیشتر باشد، احتمال وجود پیشنهادهای مفید و کارسازتر در بین آنها بیشتر می شود. موفقیت اجرای روش بارش مغزی با تعداد پیشنهادهای مطرح شده در جلسه رابطه مستقیم دارد. در این روش این گونه عنوان میشود که هر چه تعداد پیشنهاد بیشتر باشد، احتمال وجود طرح پیشنهاد کیفی بیشتر است.

  4. تلفیق و بهبود پیشنهادها : اعضا می توانند علاوه بر ارائه پیشنهاد، نسبت به بهبود پیشنهاد خود اقدام کنند. روش بارش مغزی این امکان را به اعضاء می دهد که پس از شنیدن پیشنهادهای دیگران پیشنهاد اولیه بهبود داده شود. آنها همچنین می توانند پیشنهاد خود را با چند پیشنهاد دیگر تلفیق کرده و پیشنهاد بهتر و کاملتری را به دست آورند.

نگارنده تا حدودی از این روش در تدریس ادبیات فارسی بهره جسته ام، به این صورت که قبل از تدریس درس مورد نظر که به صورت نظم است این آمادگی را در دانش آموزان ایجاد کردم که شعر را بیت می خواندند و از دانش آموزان خواسته می شد که آنچه از این بیت می فهمند بیان کنند، از قبل ارائه هر گونه اظهار نظری را آزاد می گذاشتم تا به راحتی دانش آموزان به اظهار نظر بپردازند. در آخر تدریس اظهار نظرها جمع بندی شده و بهترین نظرات به صورت اصلاح شده عنوان می شد، سپس از دانش آموزان می خواستم مفاهیم این درس را در دفترچه با خط خوش به عنوان یک فعالیت بنویسند. هرچند این کار ابتدا برای آنها کمی مشکل به نظر می رسید، ولی با اندکی صبر و حوصله و تکرار و تمرین به راحتی از عهده این کار برمی آمدند.

نتایج تحقیقات پارس و میدو در خصوص روش بارش مغزی را به صورت زیر می توان خلاصه کرد:

  1. آموزش از طریق بارش مغزی، توانایی حل مساله را در افراد افزایش می دهد.

  2. روش بارش مغزی بیشتر از روش های مرسوم آموزشی ، به ایجاد عقاید و اندیشه های آفریننده منجر می شود.

  3. کوشش برای جهت دادن هر چه بیشتر به پاسخ سئوالات طرح شده، به افزایش پاسخ های آفریننده می انجامد.

  4. دانش آموزانی که دوره های مربوط به حل مسائل به روش بارش مغزی را می گذرانند، در آزمون های آفرینندگی گیلوفورد نمره های بیشتری می گیرند، ( با نگاهی به کتاب بررسی استعداد همگانی/ ترجمه حسن قاسم زاده، تهران، بی تا 1371 نقل شده از کتاب راهنمای عملی روش های مشارکت فعال/ منوچهر فضلی خانی ) صفحه 77 مراحل روش بارش مغزی

مراحل روش بارش مغزی :

الف) خلاقیت و تولید اندیشه

فعالیت افراد گروه در جلسه بارش فکری، با هدایت و راهنمایی مقدماتی مسئول جلسه شروع می شود. با این نوع سازماندهی، افراد اندیشه ها و نظریات خود را بیان می دارند و منشی تمام آنها را ثبت می کند.

رعایت قوانین برای اجرای این قسمت ضروری است. در حقیقت، فعال ترین بخش این روش، اجرا و کنترل همین جلسه خلاقیت است که شخص، اندیشه ای تولید می کند و تولیدات خود را در ضمن یک تفکر خلاق بیان می دارد.

راهبردهای مرحله اول :

  1. بیان و تقهیم موضوع جلسه به وسیله رئیس جلسه.

  2. اعلام وظایف اعضا، منشی و مشاهده کنندگان به وسیله رئیس جلسه .

  3.  بیان قوانین جلسه به وسیله رئیس جلسه .

  4. شروع جلسه بارش مغزی و ارائه نظرات به صورت چرخشی و نوبتی.

  5. ثبت نظریات و آرای بیان شده در حین اجرای جلسه به وسیله منشی.

ب ) قضاوت و ارزشیابی :

پس از این که مرحله تولید اندیشه ها در مدت معینی صورت گرفت، طبیعی است که تعداد زیادی نظریه و طرح به دست می آید. در مرحله دوم، این مجموعه پالایش می شود و نظریات مشابه و نامناسب حذف خواهد شد، سپس مشاهده گران و اعضای اصلی جلسه بارش مغزی، این نظریات را مورد بررسی و ارزشیابی قرار می دهند و در نهایت، تعدادی نظریه یا طرح بصورت پیشنهاد و دست آورد اصلی جلسه اعلام می شود، (منوچهر فضلی خانی/ راهنمای عملی روش های مشارکتی و فعال در فرآیند تدریس ).

مزایا و معایب :

با وجودی که روش بارش مغزی بسیار متداول است، لیکن تاکنون بطور خاص، در جهت روشن کردن بهترین شرایط اجرای این روش، تحقیقات کافی صورت نگرفته است. مزایای این روش عبارتند از :

  1. با توجه به اصل هم افزایی باعث می شود خلاقیت گروهی موثر از خلاقیت فردی عمل کند.

  2. با این روش، در مدت زمان نسبتا" کوتاهی، شمار زیادی پیشنهاد حاصل می شود.

معایب و نقایص این روش عبارتند از :

  1. ممکن است ایجاد شرایط برای اظهار نظر آزاد و بی واسطه دشوار باشد.

  2. گروه معمولا" تحت فشار اکثریت قرار گرفته و موجب می شود فرد با نظر اکثریت موافقت کند، حتی اگر قویا" احساس کند که نظر اکثریت اشتباه است.

  3. اکثر اوقات تمایل گروه بر حصول یک توافق است، تا دستیابی به پیشنهادهای متنوعی که به خوبی مورد بررسی قرار گرفته باشند. در واقع این حرکت در حال حاضر به خاطر ساختار جلسات، بصورت عادت  درآمده است.

  4. هنگام بارش مغزی، اغلب افراد مواردی بدیهی یا ایده آل را پیشنهاد می کنند و این از تلاش آنها برای بحث بیشتر و در نتیجه ارائه پیشنهاد خلاق می کاهد.

  5. ماهیت تنوع گرای بار مغزی، خود به خود مسبب افزایش پیشنهادها می شود، ولی اصلاح و پالایش ساختاری پیشنهادها را در بر ندارند.

  6. اگر گروه از یک رئیس جلسه خوب و با تجربه برخوردار نباشد، ممکن است برخی از افراد جلسه را، بطور کامل تحت الشعاع خود قرار دهند. لذا رئیس جلسه باید وقت را با توجه به تعداد شرکت کنندگان تنظیم کرده و از ابراز توضیحات اضافی توسط شرکت کنندگان بکاهد و فرصت را به نفر بعدی بدهد.

  7. اجرای موفقیت آمیز این روش مستلزم شناخت قبلی افراد از مساله است.

  8. در این روش، بهبود مرحله به مرحله " تدریجی " پیشنهادها کمتر مشاهده می شود.

  9. گاهی اوقات این روش، به مسائل نسبتا" ساده و پیش پا افتاده محدود شده و باعث می شود که روش ارائه شده برای حل مسائل کلی، پیچیده شده و کارآیی کافی را نداشته باشد. اینجا هم باید مدیر جلسه بطور صریح و واضح تذکر لازم را گوشزد کند و از      بحث های انحرافی افراد را بر حذر دارد.

  10. برای بعضی افراد، پیروی از قواعد این روش، یا ارائه پیشنهاد های متنوع مشکل است.

بارش مغزی گمنام (brain anonymous ) از بارش مغزی روش های گوناگونی مشتق شده است. مثلا" یک روش می گوید بهتر است شرکت کنندگان پیش از ورود به جلسه پیشنهادهای خود را کتبا" در اختیار رئیس جلسه قرار دهند، و رئیس جلسه هم پیشنهادها را در اختیار رئیس جلسه قرار دهند، و رئیس جلسه هم پیشنهادها را بدون اعلام منبع برای همه شرکت کنندگان قرائت کند. این روش که برای از بین بردن معایب بندهای 2 و 3 مورد استفاده قرار می گیرد، بارش مغزی گمنام دارد.   شیوه های دیگر نیز وجود دارد. به عنوان مثال از شرکت کنندگان خواسته می شود، تا نظرات خود را در مدتی کوتاه به رشته تحریر درآورند. این روش افکارنویسی ( Brainwriting) خوانده می شود.

تلفیقی از افکارنویسی و بارش مغزی نیز وجود دارد که به روش  Trigger مشهور است. این روش را جورج مولر کارشناس شرکت فورد موتور ابداع کرد.

در این روش شرکت کنندگان هر کدام شخصا" فهرستی از کلمات مرتبط به مساله را تهیه می کنند. مزیت این روش بر روش بارش مغزی در این است که قابلیت بسط و گسترش پیشنهادها را دارد. ویلیام گوردن به منظور غلبه بر برخی مشکلات بارش مغزی شیوه جدیدی را ابداع کرد. رویه آن این گونه است که رئیس جلسه از گروه می خواهد مساله را ریشه ای مورد بررسی قرار دهند و رفته رفته با مطرح شدن نظرات متفاوت، افراد اطلاعات بیشتری پیدا کرده و پیشنهادهای جدیدی مطرح می کنند.

مزیت عمده این روش امکان بررسی سایر پیشنهادها و عدم تمرکز بر یک پیشنهاد است.

در نتیجه این روش مانع تصمیم گیری ناپخته در فرآیند حل مساله می شود گونه دیگر بارش مغزی شیوه Succesive integeration Sil=Elements of Problem. است. این روش به وسیله هلموت اشلیکسوپ از موسسه باتل ابداع شد. معایب بندهای شماره 5،3،2 با این روش بر طرف خواهد شد. در این روش عناصر جلسات آزاد و روابط اجباری بطور فزاینده ترکیب می شوند تا این که گروه به راه حل نهایی مورد توافق دست یابد. توفان فکری عبارت است از بیان تفکرهای متنوع، در حالی که روش SIL کتبی بوده و تفکر چه متنوع، چه مشابه اصل است.

 

  1. www.golha.net/tayebli/youresh   نگارنده: پروانه حیدرپور هنزائی

  2. www.iran newspaper.com/1382/21118/htmldialog.htm-25ky

  3. کتاب راهنمای عملی روش های مشارکت فعال/ منوچهر فضلی خانی صفحه 77 مراحل روش بارش مغزی نوبت چاپ و انتشارات و سال چاپ نامعلوم

  4. www.shosheh.com/ArticleBRAINSTORMING.htm-by majid farahani

  5. اصول یادگیری وآموزش زبان/ نویسنده: اچ.داگلاس براون مترجم: دکترمنصور فهمیم، چاپ چهارم، تهران 1381، رهنما



[ پنج شنبه 90/7/21 ] [ 8:47 عصر ] [ فهیمه شکری ] نظر
7 اشتباه باور نکردنی درباره خواب
افراد جامعه معمولا تصورات نادرستی را در رابطه با خواب دارند و عموما فکر می کنند که تصوراتشان کاملا صحیح است؟!
1- خواب؛هر چه بیشتر،بهتر
کاش همین‌طور بود!‌ ولی مطالعات نشان می‌دهد که احتمال مرگ زودرس در آنهایی که بیش از 8 ساعت در شبانه‌روز می‌خوابند،بیشتر است.
2- خوش به حال فلانی! هنوز سرش به بالش نرسیده،خوابش می‌برد!
اتفاقا این نشان می‌‌دهد که فلانی‌،خواب خوبی ندارد.این که آدم هنوز سرش به بالش نرسیده خوابش ببرد،یکی از نشانه‌های خواب‌آلودگی است که باید تحت بررسی قرار بگیرد.مدت زمانی که طول می‌کشد تا خوابمان ببرد،نباید کمتر از 5 دقیقه یا بیشتر از 30 دقیقه باشد.پزشکان،مقادیر کمتر و بیشتر از این محدوده را غیرطبیعی می‌دانند.
3- چقدر کم می‌خوابی! همه آدم‌ها حداقل به 8 ساعت خواب شبانه احتیاج دارند!
هیچ عدد قطعی و واحدی وجود ندارد که بشود روی آن قسم خورد.میزان نیاز به خواب در افراد مختلف، متفاوت است.به خودتان رجوع کنید.اگر حس می‌کنید که هر روز بعدازظهر خسته و خواب‌آلود می‌شوید، بدانید که احتمالا الگوی خواب‌تان غلط است.
4- چقدر زیاد می‌خوابی!‌ نخبه‌ها فقط روزی سه‌ چهار ساعت می‌خوابند!
شاید مارگارت تاچر و بیل کلینتون و چند نفر از مشاهیر هالیوودی جزو نخستین کسانی باشند که رسانه‌های غربی،درباره کم‌ خوابیدن آنها زیاد حرف زدند.اما واقعیت این است که از نظر پزشکان،این قبیل افراد معمولا عملکرد بهتری نسبت به سایرین ندارند.کم‌خوابی،سلامت شما را تهدید می‌‌کند و تمرکزتان را پایین می‌آورد.کم‌خوابی حتی می‌تواند بیمارتان کند و به سیستم ایمنی‌ شما آسیب بزند.5- من خوابم خوب است؛فقط شب‌ها چند بار از خواب می‌پرم!
به چنین خوابی نمی‌گویند خواب خوب.خوابی خوب است که تداوم مناسبی داشته باشد.بیدار شدن مکرر در حین خواب از علائم شایع اختلال خواب است و بیشتر آنهایی که شب‌ها بیش از یک بار از خواب می‌پرند،به نوعی اختلال خواب دچارند
6- کم‌‌خوابی فقط یک چاره دارد: قرص خواب!
 تاثیر داروهای خواب‌آور،کوتاه‌ مدت است و کم‌کم بدن به دارو عادت می‌کند و دیرتر به آن جواب می‌دهد. از طرفی،اگر بدن به دارو عادت ‌کند؛قطع دارو اوضاع را بدتر می‌کند.پس برای درمان قطعی فقط باید به پزشک مراجعه کرد تا علت اصلی بی‌‌خوابی شناخته و درمان شود.
7- کم‌‌خوابی از آن دردهایی است که چاره ندارد‌؛‌باید با آن ساخت!
در مورد ششم گفته شد که برای درمان قطعی کم‌خوابی باید به پزشک مراجعه کنید تا علت اصلی مشکل تان شناخته و درمان شود.
اما توصیه‌های دیگری هم هست که می‌تواند اوضاع خواب‌تان را رو به ‌راه کند:
* پرهیز از چای،قهوه،نوشابه و شکلات در ساعات نزدیک به خواب.
* خودداری از مصرف غذاهای سنگین و کشیدن سیگار در ساعات نزدیک به خواب.
* رعایت نظم خواب: خوابیدن در یک ساعت ثابت، اختصاص دادن اتاق خواب به خوابیدن و اجتناب از کارهای دیگری مثل تماشای تلویزیون و کار در آن اتاق.
*و بالاخره این که اگر بیش از نیم ساعت در رختخواب ماندید و خوابتان نبرد و احساس خواب‌آلودگی هم نکردید، باید از اتاق خواب خارج شوید و تا وقتی احساس خواب‌آلودگی نکرده‌اید، به رختخواب برنگردید

                                                                                                                           منبع:jamejamonline.ir                                                                                  



[ یکشنبه 90/3/8 ] [ 11:28 عصر ] [ فهیمه شکری ] نظر
ترفند هایی برای از بین بردن یا کاهش موقت درد

می دانیم که درد جسمانی علامت و نشانه ایجاد مشکل و ناهنجاری در بدن است و عوامل مختلفی باعث درد و ناراحتی جسمانی می شوند. بعضی از این عوامل موقتی و برخی نیز طولانی مدت و نیازمند دارو و درمان هستند.

در اینجا ترفند هایی بیان می شود که شما با دانستن و به کار بستن آن ها، بعضی از درد ها را می توانید موقتا کاهش بدهید.

خارش گلو

وقتی کودک بودید، قلقلک دادن زیر بغل شما یک سرگرمی جالب بود. حالا در بزرگسالان هم می توان از این ترفند برای رهایی از مشکل خارش گلو استفاده کرد. وقتی که سلول های عصبی گوش تحریک بشوند، باعث اسپاسم عضلات گلو و گردن شده و در نتیجه شما را از شر خارش گلو راحت می کنند. پس قلقلک دادن گوش، باعث رفع خارش گلو می گردد!

صداهای فراصوت بالاتر از حد آستانه شنوایی را تجربه کنید

اگر در محلی شلوغ و پر سر و صدا هستید، به طرف راست خم شوید و سعی کنید با گوش راست بشنوید! گوش راست برای شنیدن حرف های تند و سریع مناسب تر است. گوش چپ برای تمیز و تشخیص دادن تُن های موسیقی، قوی تر است.

بر درد آمپول غلبه کنید

به راحتی با سرفه کردن در حین تزریقات، می توانید درد آمپول را کاهش دهید. سرفه کردن در اصل یک ترفندی است که باعث افزایش سریع و موقتی فشار در قفسه سینه شده و مسیرهای عصبی درد را مسدود می کند.

از شر جرم های بینی راحت شوید

فین کردن شدید را فراموش کنید. در اینجا یک ترفند بسیار سریع و آسان برای راحت شدن از جرم ها وجود دارد: به طور متناوب با زبان خود به سقف دهان تان ضربه بزنید، سپس با یک انگشت خود وسط دو ابرو را فشار دهید. این کار باعث می شود که تیغه بینی، عقب و جلو رفته و پس از ?? ثانیه، جرم های بینی متراکم شده و آماده تخلیه می شوند!

از شر ریفلاکس مری راحت شوید

کسانی که دچار ریفلاکس مری هستند، اگر به پهلوی چپ بخوابند، کمتر به این مشکل دچار می شوند! مری و معده تحت یک زاویه ای بهم وصل هستند، وقتی به پهلوی راست بخوابید، سطح معده بالاتر از مری قرار می گیرد، در نتیجه غذا و اسید به مری بر می گردد.

درد دندان، آخ نگو

با یک تکه یخ، قسمت v شکل بین انگشتان اشاره و شست را بمالید، بسادگی درد دندان را کاهش می دهید.

نوک انگشت تان را سوزانده اید؟

اگر در اثر تماس ناگهانی با اجاق گاز یا قابلمه داغ نوک انگشت تان را سوزانده اید، به سرعت قسمت آسیب دیده را تمیز کنید و با یک تکه یخ ماساژ بدهید. اگر یخ نبود، از آب سرد نیز می توانید استفاده کنید.

سرتان گیج می رود و به دوران افتاده است

کافی است فقط یک دست تان را روی یک نقطه ثابت قرار دهید، به سرعت دوران سرتان خوب می شود. قسمتی از گوش که مسئول فقط تعادل است در داخل یک مایع شناور می باشد، هر گاه این مایع جابه جا بشود، تعادل شما به هم می خورد، به کمک یک مرجع ثابت بیرونی، مغز سریع تعادل خود را به دست می آورد.

درد پهلو

گاهی به هنگام دویدن، پهلوی آدم درد می گیرد. این به خاطر آن است که بازدم شما با وقتی که پای راست شما به زمین می خورد، همزمان است. در نتیجه به دیافراگم شما فشار وارد می شود، برای رهایی از این درد کافی است، بازدم خود را با وقتی که پای چپ شما به زمین می خورد، همزمان کنید.

جلوی خون ریزی را با یک انگشت بگیرید

گرفتن بینی و به عقب برگرداندن سر، راه متداول جلوگیری از خون ریزی بینی است، اما شما اگر مقداری پنبه را درست زیر گردی لب بالایی، روی لثه بگذارید و با یک انگشت آن را فشار دهید، خون ریزی قطع می شود.

از تپش قلب در هنگام عصبانیت جلوگیری کنید

به انگشت شست خود، فوت کنید! عصب واگ که ضربان قلب را کنترل می کند، به کمک نفس کشیدن، آرام می گیرد.

مغز خود را گرم نگه دارید

بسیار چیز های کم اهمیتی هستند که مغز را سرد و فلج می سازند. در این حالت، زبان خود را به سقف دهان تان فشار دهید، به طوری که بیشترین مقدار از سقف را بپوشاند، در این صورت سر درد بر طرف می شود! این سردرد می تواند ناشی از یک بستنی یخی باشد.

از نزدیک بینی پیشگیری کنید

نزدیک بینی به ندرت ریشه ژنتیکی دارد، بلکه بیشتر از خیره شدن چشم به یک نقطه در فاصله کم ناشی می شود. بنابراین بهتر است که هر از چندی، چشم های خود را ببندید، به بدن تان کش و قوسی بدهید، و نفس عمیقی بکشید و پس از چند ثانیه به آرامی نفس تان را رها کنید، این کار باعث استراحت عضلات غیر ارادی هم می شوند. در نتیجه چشم ها هم استراحت می کنند.

خواب رفتگی

اگر دست شما موقع رانندگی یا نشستن، در اثر یک وضعیت نادرست به خواب رفته باشد، به آرامی حرکت دادن سر به چپ و راست، در کمتر از یک دقیقه می تواند این مشکل را حل کند و از شر گزگز و سوزنی شدن دست راحت شوید.

زیر آب نفس بکشید

وقتی در زیر آب هستید، این نبود اکسیژن نیست که شما را بی چاره می کند، بلکه دی اکسید کربن است که باعث اسیدی شدن خون و استیصال می گردد. بنابراین کافی است ابتدا، قبل از شنا چند نفس کوتاه و سریع بکشید تا میزان اسیدی بودن خون پایین بیاید. با این ترفند مغز شما می پندارد که اکسیژن بیشتری در اختیار دارد! به این ترتیب ده ثانیه زمان می خرید.

خوب حفظ کنید

همیشه سعی کنید کار های خود را قبل از خواب، پیش خود مرور کنید و یا درباره مسئله ای که مورد نظر شما است، قبل از خواب فکر کنید، در این صورت وقتی بیدار می شوید، حافظه شما بهتر و سریع تر به شما کمک خواهد کرد. هر چیزی را که شما درست قبل از خواب مطالعه کنید، بهتر در حافظه شما ثبت و ضبط می شود.



[ یکشنبه 90/2/25 ] [ 12:16 صبح ] [ فهیمه شکری ] نظر
افزایش فعالیت ذهنی با داشتن روحیه شاد

افزایش فعالیت ذهنی با داشتن روحیه شاد

ترجمه-مرجان رودبار محمدی:
روحیه شاد و رفتارهای مثبت خلاقیت ذهنی را افزایش می‌دهد.

دیدن دنیا با عینک خوش‌بینی صرفاً یک شعار نیست و محققان نتایج فوق‌العاده آن را اثبات کرده‌اند. شواهد زیادی به این نکته اشاره می‌کند که وضعیت روحی ما تأثیر مستقیم بر روند پردازش اطلاعاتی که از طریق چشم کسب می‌کنیم دارد.

طبق مطالعات جدیدی که در هفته‌نامه آکادمی ملی علوم منتشر شده، محققان به این نتیجه رسیده‌اند که افرادی که از روحیه شادی برخوردار هستند، ذهن آرامی دارند و قادرند توانایی‌های ذهنی خود را افزایش دهند. البته آنها اذعان کرده‌اند که داشتن این‌چنین روحیه شادی ممکن است منجر به اختلال حواس شود.

دکتر آدام آندرسون استاد روانشناسی دانشگاه تورنتو و نویسنده برجسته علوم و تحقیقات می‌گوید داشتن روحیه شاد و رفتارهای مثبت، دقت و توجه فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد و می‌تواند میدان دید را وسیع‌تر کند.

در یک تحقیق که توسط اساتید انجام شد، از داوطلبان خواسته شد دو نوع مسئله را بررسی کنند. برای تجربه کردن وضعیت‌های مختلف، داوطلبان به موزیک شاد و غمگین گوش کردند و از آنها خواسته شد در مورد موضوعات شاد و غمگین فکر کنند. داوطلبان هنگامی که در یک موقعیت شاد قرار گرفتند به‌خوبی قادر به حل کردن مسائل فکری بودند، اما به دلیل عدم تمرکز و اختلال حواس به‌خوبی قادر به انجام دادن وظایفی که در آن به دقت چشم نیاز داشت نبودند.

دکتر آندرسون می‌گوید اگر شغلی را که انجام می‌دهید مستلزم خلاقیت و تمرکز فکری است به یک مکان شاد احتیاج دارید. برای مثال اگر در صدد حل کردن مشکلی هستید که موجب عصبانی شدن شما می‌شود برای این‌که آرامش پیدا کنید به تفریح و گردش کردن بپردازید و سپس برای حل کردن مشکل اقدام کنید.

کارشناسان می گویند یک قسمت از مغز که آمیگدال نامیده می‌شود، تأثیر زیادی در فعالیت ذهن دارد. آمیگدال در مقابل ترس واکنش نشان می‌دهد و ترس سبب می‌شود که فعالیت ذهنی فرد را مختل سازد. دکتر رابرت مارر روانشناس مرکز پزشکی مونیکا می‌گوید هنگامی که شما شاد هستید، آمیگدال کاملاً آرام است و این امر سبب می‌شود که فعالیت ذهنی شما بیشتر شود.

اختلال حواس به دلیل داشتن روحیه شاد

آیا تا به حال آن‌قدر به وجد آمده‌اید که نتوانید بنشینید و بر روی پرداخت صورت حساب‌های خود و یا تصحیح کردن تکالیف فرزندانتان تمرکز کنید؟ این‌چنین شور و هیجانی باعث آشفتگی ذهن شما می‌شود.

محققان می‌گویند داشتن روحیه شاد دید چشم فرد را مختل می‌سازد و فرد به‌خوبی قادر به انجام دادن وظایفی که نیاز به دقت چشم دارند نیست؛ به‌خصوص اگر شغل فرد تصحیح اوراق و یا شمارش اعداد و ارقام باشد. داشتن روحیه شاد ممکن است در برخی موارد نتیجه مثبتی ندهد. برای مثال هنگامی که در یک بزرگراه رانندگی می‌کنید، فرض می‌کنیم شما به هر چیزی که در اتوبان می‌بینید توجه می‌کنید، اگر در آن زمان شما روحیه شادی داشته باشید ممکن است به تمام تابلوها و سایر چیزهای دیگر که در بزرگراه است نگاه کنید. این وضعیت گاهی مثمرثمر نیست.

دکتر دان مک آدامز، پروفسور روان‌شناس در دانشگاه شیکاگو معتقد است افرادی که روحیه شادی دارند توجه زیادی به محیط اطراف خود می‌کنند. به همین دلیل ممکن است دچار آشفتگی خاطر و یا اختلال حواس شوند.

افزایش تمرکز با داشتن چهره عبوس

در حالی که روحیه شاد و رفتارهای مثبت خلاقیت ذهنی فرد را افزایش می‌دهد رفتارهای منفی یک فرد می‌تواند به تمرکز فرد کمک کند. آندرسون می‌گوید بدخلقی و داشتن روحیات منفی منجر به محدود شدن میدان دید شخص می‌شود. این امر سبب می‌شود که فرد صرفاً بر روی مسائلی که موجب اضطراب و نگرانی‌اش می‌شود تمرکز کند.

دکتر آندرسون می‌گوید: اگر شغل شما مرتبط با محاسبات اعداد و ارقام باشد، نیازمند تمرکز و دقت بسیاری است. بهتر است که بدخلق و عبوس باشید، به این دلیل که داشتن روحیات منفی و بدخلقی می‌تواند میدان دید شما را محدود سازد. بدین ترتیب به اتفاقاتی که در پیرامون شما رخ می‌دهد، توجهی نمی‌کنید. برای مثال یک حسابدار باید در محاسبه اعداد و ارقام به جواب صحیح برسد. لذا شما به حسابداری که ذهنش درگیر مسائل دیگری شود و اختلال حواس داشته باشد نیاز ندارید و ترجیح می‌دهید که یک حسابدار عبوس و بدخلق داشته باشید.

دکتر دیوید اسپیژل، پروفسور و رئیس علوم رفتاری و روانپزشک دانشگاه علوم کالیفرنیا می‌گوید: عاملی که برای سلامتی ذهن مفید است این است که فرد قادر باشد به‌راحتی وضعیت روحی خود را تغییر دهد. اگر به بچه‌ها دقت کنید متوجه می‌شوید که آنها ذهن بسیار خلاق و فعالی دارند و قادرند به‌راحتی عملیات روحی خود را تغییر دهند.

دنیا از میان پنجره کوچک

شما می‌توانید دقت و تمرکز یک فرد را با پرتو نور شمع مقایسه کنید. هنگامی که فرد بدخلق و عبوس است و روحیات منفی دارد، پرتو آن نور بسیار خفیف و کم است؛ در نتیجه تمرکز او تنها محدود به یک تعداد چیزهایی که صرفاً در اطرافش قرار گرفته است می‌شود. بعضی افراد معتقدند که پرتو این نور با داشتن افکار مثبت وسیع‌تر می‌گردد.

مک آدامز می‌گوید، تحقیقات زیادی نشان می‌دهد که روحیه شاد و رفتارهای مثبت یک فرد منجر به وسیع کردن میدان دید او می‌گردد. در عین حال که روحیه شاد برای شغل‌هایی که نیاز به فعالیت ذهنی زیادی دارد لازم است، اما می‌تواند مانع انجام دادن کارهایی که نیاز به توجه و تمرکز بسیار دارد باشد.

با بدخلقی و داشتن چهره عبوس، دنیا را از میان یک پنجره می‌بینیم اما با داشتن روحیه شاد و رفتارهای مثبت، دنیا را از میان یک پنجره بزرگ با چشم‌انداز وسیع‌تری می‌بینیم.



[ پنج شنبه 90/2/22 ] [ 11:28 عصر ] [ فهیمه شکری ] نظر
راههای داشتن روحیه شاد و با نشاط

-1به دست آوردن آرامش با احساس حضور لحظه به لحظه در محضر خدای رحمان (تکنولوژی عشق)
احساس حضور در محضر خدای رحمان و توکل و ایمان به یاری او در همه عرصه های کارو زندگی به انسان روحیه عالی می دهد.

2- استفاده از قدرت تمرکز برای کنترل روحیه
اگر انسان برای مدتی به طور مداوم ذهن و فکر خود را متوجه سوژه های زیبای زندگی خود بکند به مرور زمان عادت می کند که همواره به زیبایی ها و خاطرات خوب زندگی فکر کند و اصولاً تبدیل به انسان مثبتی شود که نشاط درونی دارد و همواره احساس آرامش و شادمانی می کند.
یکی از مهمترین منابع برای چنین سوژه ها، خاطرات خوب زندگی در گذشته و تخیل های قشنگ در آینده است.
هنگامی که شما به خاطرات خوب گذشته فکر می کنید، سیگنالهای مثبت به ضمیر ناخودآگاه خود وارد می کنید و این به شما احساس و روحیه خوبی می دهد.
وقتی به خیالپردازیهای آینده می پردازید، در واقع با یک تیر دو نشان می زنید. اولا روحیه خود را عالی می کنید. ثانیاً هر آنچه را که شما به عنوان تخیل در ذهن خود تجسم می کنید، در دنیای واقعیات می توانید خلق کنید و این قدرت انسان است ، زیرا هر پدیده ای که انسان در دنیای خود خلق می کند ابتدا در ذهن خود خلق می کند و هر چیز که در ذهن خلق شود می تواند در دنیای واقعیات به وجود آید.

3- استفاده از قدرت سئوال برای کنترل روحیه
شما با استفاده از قدرت سئوال در واقع با یک تیر دو نشان می زنید. هم روحیه خود را عالی می کنید وهم مفهوم و واقعیت آن سئوال را توسط ضمیرناخودآگاه در دنیای خود خلق می کنید. کیفیت زندگی شما را نوع سئوالاتی تعیین می کند که شما از خود می کنید.

قدرت تمرکز و سئوال دوبال قدرتمندی هستند که شما را به روحیه ای عالی و شاد می رسانند و به شما توان پرواز می دهند تا در آسمان زندگی خود آرام سفر کنید و به زیباترین قلل موفقیت دست پیدا کنید.


اعتماد به نفس و خود باوری

تمام موفقیتهای انسان به شناخت عزت نفس او بستگی دارد.
عزت نفس یک احساس است آن احساسی است که ادمی از خود دارد و آن بدین معنی است که چقدر برای خود ارزش و احترام قائل است.

عزت نفس اولین ایستگاه موفقیت شما است.
تمام شخصیت شما در راستای عزت نفس شما شکل می گیرد.
عزت نفس پیش نیاز اعتماد به نفس است.
اعتماد به نفس بروز و ظهور عزت نفس یک انسان در دنیای بیرون او است.

عزت نفس : هر انسانی در دنیای تنهایی خود چقدر برای خود بها و ارزش قائل است و چقدر خود را عزیز می شمارد.

احساس عزت و بزرگی و خودباوری انسان همان عزت نفس است.

انسانهایی که تصور خوب و درستی از خود ندارند، نمی توانند عزت نفس و در نتیجه اعتماد به نفس خوبی داشته باشند.

عزت نفس شاخص خودباوری انسان است. عزت نفس زیربنای اعتماد به نفس انسان است.

اعتماد به نفس اولین ایستگاه حرکتهای موفقیت آمیز در عرصه زندگی است.
اعتماد به نفس عامل رشد و ارتقاء انسان است زیرا هر باوری ،از باورِ خود شروع می شود.
سعادت دنیا و آخرت انسان در گرو خودباوری و اعتماد به نفس او است.

خود را باور کنید، تا دیگران هم شما را باور کنند.
مثال: یک تشویق از سوی پدر یا مادر یا معلم یا رئیس می تواند دنیایی از اعتماد به نفس را در شما بسازد.

اصول سی گانه اعتماد به نفس (قسمت اول)

1- یاد و اعتماد و اتکال به قدرت و یاری خدای رحمان
هرگاه انسان احساس کند که تنهاست و به جایی تکیه ندارد نگران می شود و روحیه اش افسرده و مضطرب می گردد و اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و در مقابل آنجا که به کسی یا چیزی به ویژه از نظر روحی و روانی تکیه دارد احساس آرامش و اعتماد به نفس می کند. چنین تکیه گاهی برای انسان ذات مقدس پروردگار بزرگ باشد چنین انسانی آرام و مطمئن و صاحب اعتماد به نفس خواهد شد.
خداوند از انسانهایی که به او ایمان آورده باشند دفاع می کند.

2- خود هشیاری ، خودبیداری و اِشراف و بصیرت لحظه به لحظه
انسانی که هر لحظه بر خود نظر می کند و بر ضمیر باطنش القاء می کند که او دیگر انسان سابق نیست و خود را به اذن خداوند از نو خلق کرده است ، دیگر باورهای منفی سابق را ندارد
آینده شما هیچ شباهتی به گذشته ناکام شما ندارد
انسانها تحول را خود در خودشان ایجاد می کنند.

تئوری غفلت و هشیاری
دسته ای از انسانها در دنیایی از غفلت و بی خبری از خود ، زندگی می کنند و توجه درستی به خود ندارند. در زندگی هدفی ندارند. برای آینده چیزی طراحی نکرده اند. هیچ رؤیایی در سر ندارند. اعتماد به نفس ندارند. خود را باور ندارند. برای خود ارزش قائل نیستند. اندیشه های بیمارگونه دارند. ارتباط درستی با انسانها ندارند. منزوی هستند. روحیه خوبی ندارند. از جمع فرار می کنند.
دسته دیگر انسان متحول شده ، در کمال هشیاری زندگی می کند. هر لحظه متوجه حضورخود در جهان است. در دنیایی از خودآگاهی و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه خود زندگی می کند.

خداحافظ ای گذشته ها و سلام ای آینده زیبای من

یک انسان خودهشیار مانند یک انسان روزه دار است که در هر لحظه می داند که روزه است و می داند که مورد توجه خداوند است . می داند که یک سری کارها را که شاید دیگران می کنند نباید بکند. همواره بر خود اشراف و بصیرت دارد.


3- اصل تغییر در الگوها و ایجاد نشانه ها
این اصل عامل تضمین اجرای اصل دوم است.
برای اینکه فراموش نکینم هر لحظه سیگنال مثبت به ضمیر ناخودآگاه بدهیم تا باور جدید در ما ایجاد کند و هشیاری شما مرتب به شما گوشزد شود از این اصل استفاده می کنیم.
در دنیای خود نشانه هایی تعبیه می کنیم که این نشانه ها هر لحظه به ما فریاد یادآوری بزنند که آری تو دیگر آدم سابق نیستی و تو انسان زیبای دیگر شده ای . مثلاً اگر ساعت را به دست چپ می بندید ، به دست راست ببندید.
تمام الگوهای رفتاری خود را به نحو بهتری تغییر دهید و برای خود نشانه هایی ایجاد کنید که همچون علائم راهنمایی هر لحظه مسیر زندگی شما را اصلاح کنند و به شما یادآور شوند که آری شما انسان زیبای دیگری شده اید. مثال: در دکوراسیون خانه تغییر ایجاد کنید. تغییر و تحول در تمام امور روزمره زندگی.


4- اصل خودیابی (من کیستم؟)
مثلا: تو شجاعی،تو زیبایی، تو توانمندی، تو مهربانی، تو عاشق، تو انسان آرامی هستی.


5- اصل خود احساسی (احساس خود شایستگی، خودسالاری و احساس شخصیت)
شما به عنوان یک انسان تکنولوژی فکری باید مرتباً خود را احساس کنید . اشراف لحظه به لحظه به خود اقتضاء می کند که مرتباً آن تصویر خودزیبا را در آینه دل و ذهن خود ببینید و آنرا باور کنید.
اصولاً هر توجهی که با نگاه مثبت و زیبا به خود می کنید یک سیگنال سازنده در اعماق ضمیر ناخودآگاه شما ایجاد می کند که حاصلی زیبا خواهد داشت. انسانهایی که از خود غافل هستند شخصیت خود را فراموش می کنند.
شما در هر لحظه احساس خودشایستگی کنید و خود را سالار احساس کنید.
خود را باور کنید تا خود را زیبا ببینید. انسانهای دیگر در شما آنرا می بینند که شما در خود می بینید.

اگر می خواهید متوجه شوید که دیگران چه احساسی نسبت به شما دارند کافی است که ببینید که شما نسبت به خودتان چه احساسی دارید. و مطمئن باشید دیگران هم همین احساس را نسبت به شما خواهند داشت.
اصل خودشایستگس از اصول مهم اعتماد به نفس است، آنرا با تمام وجود احساس کنید.


6- اصل خودباوری و خود محوری در راستای خدا محوری
« من همه چیز را در این جهان هستی برای تو آفریدم و تو را برای خودم»
خدای رحمان همه چیز را در این جهان به خاطر ما و تحت فرمان ما خلق کرده است. خود را محوری می دانیم که اشیاء و موجودات حول محور ما حرکت می کنند.


7- اصل اقتدار در مقابل ضعف
چه احساسی در مقابل مسائل و کارها از خود نشان می دهید؟ احساس قدرت یا ضعف؟
انسانهایی که اعتماد به نفس دارند احساس قدرت می کنند و مسائل را خود حل می کنند.
احساس اقتدار یا ضعف حالتی است روحی و احساسی که به شخصیت و اعتماد به نفس افراد بستگی دارد.
انسانهایی که همواره به خدا توکل می کنند خود را قوی احساس می کنند.
همواره خود را قوی ببینید و خود را عالی و مقتدر باور کنید و بدانید که:
خداوند از انسانهای مؤمن در همه عرصه های زندگی حمایت و دفاع می کند.


8- اصل یقین در مقابل تردید
انسانهای نوع دو در دنیایی از تردید زندگی می کنند. انسانهایی که خود را باور ندارند و همواره دیگران را کسی می دانند و خود را به حساب نمی آورند.
در همه عرصه های زندگیشان در تردید و ابهام به سر می برند. هرگز قدرت تصمیم گیری و انتخاب ندارند. انسانهایی همواره وابسته با دیگران هستند. همواره منتظر می مانند تا انها کاری بکنند و تصمیمی بگیرند. در تردید زندگی می کنند. دنیای تردید دنیای تلاطم و بی هویتی است. دنیای نداشتن اعتماد به نفس و ضعف در خودباوری است.
دنیای انسانهایی که با تکنولوژی فکر از خود انسان دیگری ساخته اند انسان نوع یک است.انسانی در دنیایی از باور و اعتماد به نفس، انسانی در دنیایی از یقین، انسانی در دنیایی از زیبایی و شخصیت.
شما از این دسته هستید، حتماً خود را زیبا و عالی باور دارید. شما در همه کارها و امور زندگی خود را ارزیابی می کنید. مشورت می کنید و تصمیم می گیرید. شما بر این باور هستید که انتخاب و تصمیم شما مهم است. نظر شما مهم است. اینکه دیگران چه می پسندند برای شما اهمیتی ندارد.
آنچه که شما می پسندید و انتخاب کنید مهم است. شما هرگز منتظر دیگران نمی مانید. شما اراده می کنید و تصمیم می گیرید و با موفقیت و عزمی راسخ اجرا می کنید. این ویژگی انسانی است که در دنیای یقین زندگی می کند.
دنیای یقین ، دنیای باورها است. دنیای اراده ها است. دنیای تصمیمها و اقدامها است. دنیای سعادت و خوشبختی است و این دنیای زیبای شما است.
با انسانهای با تجربه و خِبره مرتباً مشورت کنید.
آنگاه که تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن.


9- اصل احساس رهبری و مدیریت
انسانهایی که اعتماد به نفس عالی دارند همواره احساس رهبری و مدیریت امور را دارند.
مثال: در یک بازی ، یکی داد می زند: کی با من؟ چه کسی به من ملحق می شود؟ (احساس رهبری و مدیریت و اعتماد به نفس)
یکی می گوید: من با کی ؟ چه کسی مرا به تیم خود می پذیرد؟ (خود را باور ندارد)

همواره احساس رهبری و مدیریت کنید و در کارهای اجتماعی خودتان سر رشته کار را به عهده بگیرید و دیگران را راهنمایی و هدایت کنید.


10- اصل مسئولیت پذیری
انسانی که اعتماد به نفس عالی دارد، انسان مسئولیت پذیری است. انسان مسئولیت پذیر انسانی هست که هر روز با پذیرفتن مسئولیتهای جدید به ساختن اعتماد به نفس خود کمک می کند.
اگر می خواهید اعتماد به نفس بالایی داشته باشید تمرین کنید تا مسئولیت پذیر شوید.
صفت مسئولیت پذیری را در عرصه های مختلف کار و زندگی خود به کار بگیریدو اعتماد به نفس خود را تقویت کنید. شما در مقابل نیازهای دیگران هم احساس مسئولیت کنید. یکی از ویژگیهای انسان زیبای دیگر این است که همواره در مقابل دیگران و مسائل آنها احساس مسئولیت کنید. یکی از ویژگیهای انسان زیبای دیگر این است که همواره در مقابل دیگران و مسائل آنها احساس مسئولیت می کند و در حد توان کمک می کند.

موفق باشید



[ پنج شنبه 90/2/22 ] [ 11:23 عصر ] [ فهیمه شکری ] نظر

:: مطالب قدیمی‌تر >>